سه شنبه، 04 اردیبهشت 97 ساعت 08:39 ب.ظ / Tue, 2018 April 24
به افق ساری
اذان صبح: 03:41
طلوع خورشید: 05:13
اذان ظهر: 11:56
غروب خورشید: 18:40
اذان مغرب: 18:59

- دانشگاه - عشق و ازدواج در ایران از منظر جامعه شناسی و روانشناسی بررسی شد

تبلیغات

عشق و ازدواج در ایران از منظر جامعه شناسی و روانشناسی بررسی شد

تاریخ 15 دی 1396 ساعت 13:59:57
منبع: روابط عمومی دانشگاه مازندران
کد خبر: 032601
   به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران در سمیناری با حضور دانشجویان این دانشگاه عشق و ازدواج در ایران از منظر جامعه شناسی و روانشناسی بررسی شد.
عشق و ازدواج در ایران از منظر جامعه شناسی و روانشناسی بررسی شد

 

   به گزارش روابط عمومی دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه مازندران در سمیناری با حضور دانشجویان این دانشگاه عشق و ازدواج در ایران از منظر جامعه شناسی و روانشناسی بررسی شد.

در این برنامه که دانشجویانی از رشته های مختلف حضور داشتند دکترمحمد اسماعیل ریاحی عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی و دکتر مجید غفاری عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه مازندران سخنرانی کردند.

دکتر ریاحی عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی در این سخنرانی یکی از مهمترین حوزه های تاثیرپذیرفته زندگی خانوادگی از تحولات جوامع مدرن را همسرگزینی و ازدواج دانست و افزود: در این راستا، مفهوم «عشق» در دنیای مدرن به عنوان مهمترین معیار و انگیزه فردی همسرگزینی و ازدواج مطرح می گردد.

ریاحی گفت: برخی عشق را موضوعی بسیار فردی و شخصی می دانند و معتقدند که بحث در مورد عشق در حیطه علم جامعه شناسی نمی گنجد؛ اما عشق کاملا به جامعه شناسی نیز مربوط است زیرا این حس در ارتباط با دیگر افراد جامعه به وجود می آید و احتمالا هر جامعه ای نوع عشق ورزی خاص خود را تولید می کند.

دانشیار گروه علوم اجتماعی افزود: عشق از منظر جامعه شناختی، یک گرایش عاطفی و احساسی است که بین دو انسان به عنوان یک کنش متقابل اجتماعی رخ می دهد. گرچه کشش به جنس مخالف امری غریزی و زیستی است اما بروز و نمود این میل غریزی، با مفهومی برساخت شده به نام عشق، شکل و صورتی اجتماعی و انسانی پیدا می کند.

وی گفت: عشق به عنوان یک نیاز انسانی و احساس طبیعی بشر در طول تاریخ همواره وجود داشته است منتهی آن چه که در طول تاریخ تغییر کرده است، معنا، هدف، ابعاد، علل، انگیزه ها، فرایندها، و پیامدهای عشق بوده است. به عبارت کلی تر، می توان گفت که جایگاه عشق در دنیای امروز در مقایسه با گذشته کاملا عوض شده است.

دکتر محمد اسماعیل ریاحی اظهار داشتند: اما پرسش مهم این است که چرا سرانجام بخش اعظمی از ازدواج های مبتنی بر عشق، به اختلافات و نارضایتی های زناشویی و در نهایت جدایی و طلاق ختم می شود؟

پاسخ های متعددی داده شده است، از جمله:

1- اشتباهات مفهومی و تعریفی: آن چه جوانان فکر می کنند عشق است و بر اساس ان ازدواج میکنند، سوء تفاهمی بیش نیست و عمدتا خواهشهای نفسانی زودگذر، هوس و یا حداکثر نوعی علاقه و دوستی است و نه عشق به معنای واقعی ان.

2- عشق صرفا برای شروع رابطه و جذب دوجنس در ابتدای رابطه مناسب است اما در ادامه زندگی و به منظور تداوم زندگی مشترک، زوجین بدون آموزشهای لازم در مورد عاشق ماندن و فراگیری هنر عشق ورزی به همراه فراهم شدن سایر شرایط و زمینه های مناسب زندگی خانوادگی، نمیتوانند زندگی رضایتمندانه ای داشته باشند.

3- در جوامع پسامدرن اساسا در ماهیت و معنای روابط اجتماعی و زندگی مشترک تغییرات بنیانی ایجاد شده و از این رو بعد تعهد و ماندگاری در روابط بین فردی، کم رنگ گردیده و زوجین جوان اصلا نیازی نمی بینند که زندگیهای مشترک مبتنی بر عشق آنها، دایمی باشد!

عضو هیات علمی دانشگاه مازندران افزودند: شاید بتوان رابطه عشق و ازدواج را در یک نگاه تاریخی به سه دوره تقسیم کرد:

دوره ماقبل صنعتی (عدم ارتباط بین عشق و ازدواج: ازدواج به انتخاب و علاقه شخصی بستگی نداشت)

دوران صنعتی و مدرن (ارتباط شدید بین عشق و ازدواج: انتخابگری جوانان و نقش آفرینی آنان در انتخاب همسر به عنوان نمودی از فردگرایی/ عشق رمانتییک)

دوران پسامدرن (هر دو شکل ارتباط و عدم ارتباط بین عشق و ازدواج همزمان دیده می شود منتهی با کیفیت و ماهیتی متفاوت از دوران قبل).

 وی افزود: گرچه در جوامع سنتی، عشق پدیده ای ضدکارکرد محسوب می شد چرا که بر هم زننده نظم قبیله ای، سنتی، کشاورزی، و مذهبی بود و لذا با افراد عاشق، برخورد تنبیهی می شد، اما در جوامع مدرن فردگرا، عشق مهمترین انگیزه برای ازدواج محسوب شده و درصورت شکل گیری روابط عاشقانه بهنجار و متعهدانه، بعنوان پدیده ای کارآ در خدمت شکل گیری خانواده قرار می گیرد.

*******

 

 

 

 

 

 سخنران دوم این مراسم دکتر مجید غفاری عضو هیات علمی گروه روانشناسی دانشگاه مازندران  با بیان مقدمه ای افزودند: در مورد عشق، نخست باید چالش مربوط به ارتباط بین عشق و ازدواج را حل کرد. اگر عشق مبتنی بر آگاهی باشد، محصول آن "عدم وجود من"در عاشق خواهد بود.

 

غفاری گفت: در این صورت مقصود عاشق، رضایت معشوق است نه فراق و وصل. چنانکه فرمود "هر که او آگاه تر، رخ زردتر" و یا فرمود "اگر هزار گزند آید از تو بر دل ریش، بد از من است که بگویم نکو نمی آید". حال اینکه این آگاهی و معرفت از چه جنسی است و چیست، خود جای بحث بسیار دارد.

 

استادیار روانشناسی دانشگاه مازندران در ادامه اظهار داشتند: در صورتی که غلیان احساسات فارغ از معرفت و آگاهی رخ دهد، شاید دیگر نتوان نام عشق بر آن نهاد. در این شرایط، باید بررسی کرد که به واسطه ی کدام نیاز ارضا نشده یا به طور افراطی ارضا شده، یا سبک دلبستگی ناایمن، یا طرح واره ناسازگار اولیه، یا صفت شخصیتی، یا تاثیر فرهنگی و یا شناخت ناسازگارانه، جذب مخاطب شده ایم.

 

عضو هیات علمی دانشگاه مازندران با اشاره به این مطلب که گاهی در وهم انتخاب و یا عشق قرار داریم در حالیکه سکان ما در اختیار نیازها و طرح واره های ماست افزود: به همین دلیل برخی از ازدواج های به اصطلاح عاشقانه، چند سال بعد به نفرت و طلاق ختم می شوند. چرا که جذابیت و شور اولیه، محصول انتخابی مبتنی بر خودآگاهی، درک وجودی و هوش معنوی نبوده اند.

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نام و نام خانوادگی، ایمیل و وب‌سایت اختیاری می‌باشد.