یک شنبه، 28 آبان 96 ساعت 08:33 ق.ظ / Sun, 2017 November 19
به افق ساری
اذان صبح: 05:11
طلوع خورشید: 06:39
اذان ظهر: 11:43
غروب خورشید: 16:47
اذان مغرب: 17:06

- دانشگاه - آثار نامطلوب تقلب در پایان‌نامه‌نویسی در جامعه علمی کشور

تبلیغات

آثار نامطلوب تقلب در پایان‌نامه‌نویسی در جامعه علمی کشور

تاریخ 26 مهر 1395 ساعت 09:35:49
منبع: روابط عمومی دانشگاه مازندران
کد خبر: 026863
فاطمه بابانیا دانشجوی دکتری رشته فقه دانشگاه مازندران، در پاسخ به دعوت روابط عمومی دانشگاه از استادان و صاحب نظران دانشگاهی در خصوص ارایه‌ی" آثار نامطلوب تقلب در پایان‌نامه‌نویسی در جامعه علمی کشور"، با ارسال مطلبی، این پدیده ی نامطلوب را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. 
آثار نامطلوب تقلب در پایان‌نامه‌نویسی در جامعه علمی کشور

به گزارش روابط عمومی دانشگاه مازندران، فاطمه بابانیا دانشجوی دکتری رشته فقه دانشگاه مازندران، در پاسخ به دعوت روابط عمومی دانشگاه از استادان و صاحب نظران دانشگاهی در خصوص ارایه‌ی" آثار نامطلوب تقلب در پایان‌نامه‌نویسی در جامعه علمی کشور"، با ارسال مطلبی، این پدیده ی نامطلوب را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. متن کامل ایشان در ذیل تقدیم می گردد:
       اساس و بنیان پیشرفت کشورها در عرصه های مختلفِ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اعتقادی و ... متکی بر دانش افراد آن جامعه در زمینه های نامبرده است. از این رو عامل اساسی و حائز اهمیت برای به جلو راندنِ جوامع، افراد دانش طلب آن مجموعه هستند که فی الحال - در کشور ما - اغلب اینان صاحب تحصیلات آکادمیک و دانشگاهیند.
       طیف گسترده ی دانشجویان در مقاطع مختلف و مخصوصاً تحصیلات تکمیلی، جزء تازه نفس هایی به شمار می آیند که نظریات و اندیشه های آنان می تواند تأثیر بسزایی در فرایند رو به رشد کشور داشته باشد.
       بدون شک ایجاد و تراوش ایده های نوین، به روز و کارآمد، نیازمند انگیزه هایی است تا دانشجویان را به سمت بهتر بودن نظریات علمی شان سوق دهد. اولین و مهم ترین انگیزه، تکریم دانشجو و گوش فرا دادن به اهداف و نظریه پردازی های وی برای رسیدن به مقصد است.
       اینکه یک استاد با هر مرتبه ی علمی - که همواره قابل احترام است - چگونه و به چه میزان برای دانشجویانش وقت صرف می کند، نکته ای کلیدیست. در فرآیندی به نام پایان نامه و رساله نویسی؛ دسترسی دانشجو به استاد، بیان دیدگاه هایش و میزان بهره مندی از اظهار نظرات استاد در قبال آن - چه تأیید، چه تکذیب - نقش مهمی در شوق افراد برای بهتر بودن و تلاش مضاعف برای ادامه ی کار خواهد داشت.
       متأسفانه در سال های اخیر با افزایش تعداد دانشجویان در سطح تحصیلات تکمیلی، علاوه بر کاهش سطح علمی این مقاطع، شاهد بی انگیزگیِ آنان در نگارش مقالات، پایان نامه ها و رسالات به صورت خود محور هستیم. دلیل عمده ی این مشکل- به عقیده من- تعداد زیاد دانشجو در مقابل تعداد معدود و محدود از اساتیدی است که نه توان کافی برای رسیدگی به این حجم از مسایل را خواهند داشت و نه قادرند وقت متناسب و لازم را به هر دانشجو اختصاص دهند. از این حیث بسیاری از دانشجویان هیچ لزومی در اینکه خود دست به قلم شوند حس نمی کنند، چرا که برخی اساتید حتی هرگز متوجه نمی شوند نوشته ای که پیش رو دارند مطلبی تکراریست که بارها با همین قلم و نگارش چاپ و یا در فضای مجازی بارگذاری شده است؛ زیرا آن استاد زمان و توان لازم برای بررسی همه ی مقالات و رسالات را ندارد.
       به نظر من با کاهش قبولی ها در مقاطع تکمیلی میزان قابل توجهی از این بی بندوباری علمی کاسته خواهد شد و می توان با نظارت مدون و دقیق از بروز موارد کپی برداری های این چنینی جلوگیری نمود که ادامه ی اینگونه نوشتارها مطمئناً رتبه ی کشور را از لحاظ علمی در میان صاحب نظران و جوامع بین المللی تنزل خواهد داد.
       و اما مشکل اساسی که زمینه ساز تمام اختلالات فوق است به فرهنگ و طرز تفکری که در میان اذهان خانواده ها - که بنیادی ترین سلول جامعه هستند - شکل گرفته، بازمی گردد. اینجا، در میان انسان هایی که اطراف ما نفس می کشند همواره پزشک بودن، دکتر شدن، گذران فلان مقطع تحصیلی با فلان نمره، همیشه مورد فخر و مایه ی مباهات بوده و هست.
       در جامعه ای که تفکر برتر بودن شخصیتی یک پزشک نسبت به یک تکنیسین موج می زند، همه ی پدر و مادرها برای دکتر شدن فرزندانشان به آب و آتش خواهند زد. در جامعه ای که فاصله ی حقوق یک پزشک، دکتر و ... نسبت به افرادی که تحصیلات پایین تری دارند، به میزانی است که بر اذهان سنگین می آید نمی توان مدرک گرا بودن یک جوان را مورد شماتت قرار داد. 
       با این هجمه ی گسترده برای رسیدن به دکتری- بماند با چه هدفی و به چه روش هایی- و افزایش پذیرش داوطلبین این مقاطع - در دوره های مختلفِ شبانه، بین الملل، غیرانتفاعی، آزاد، علمی کاربردی و ... - مشکلات پیش گفته دور از انتظار نبوده و نیست. حال بماند که همین بی توجهی ها و سهل انگاری ها - چه در تجهیز دانشگاه و آزمایشگاه ها و چه در میزان توجه استاد به دانشجو - سبب مهاجرت بسیاری از رتبه های برتر و فعالان عرصه ی دانش به اروپا و آمریکا شده است.
* آنچه هست را همه می دانیم و به آنچه باید بشود نیز همگی واقفیم؛ این میان عزمی راسخ می طلبد برای گذار از بودن به شدن... یا حق.

 

Bookmark and Share
نظر شما
پاسخ به:

Your Name Description

Your Email Description

Your Website Description

Your Comment Description

 

Parent Comment Description

وارد نمودن نام و نام خانوادگی، ایمیل و وب‌سایت اختیاری می‌باشد.